تبليغاتX
حمید طلا تنها

حمید طلا تنها

 

سلام  بچه ها خوبیدکه انشا الله

مملکت مارو باش این وسط فقط ما می سوزیم

فقط اونایی که اون بالا هستن می خورن

کی منو کمک میکنه بگید

یه آدم بیکار هرجام میرم قرارداد ۱ ماهه یا سابقه کار بالای۲ سال

منتظر جوابتونم

+نوشته شده در دوشنبه 25 خرداد1388ساعت11:30توسط حمید طلا | |

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند...

لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد.

در راه با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند.

همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد !!!

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید !

مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند!!!

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.))

مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح داد:

من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم!وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید.

من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه با جدیت بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم...!

+نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1387ساعت18:28توسط حمید طلا | |

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه . وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟...

هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. ' آيا اين تبر توست؟' هيزم شكن جواب داد: ' نه

فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه
فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟

جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد
يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. (هههههههه

هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟
اوه فرشته، زنم افتاده توي آب

فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟

' آره ' هيزم شكن فرياد زد

فرشته عصباني شد. ' تو تقلب كردي، اين نامرديه

هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. ميدووني، اگه به جنيفر لوپز ' نه' ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز 'نه' ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره

 

+نوشته شده در دوشنبه 2 دی1387ساعت17:6توسط حمید طلا | |

اگه یه روز رسید که دیگه

واسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی...

واسه اینکه صدای رعد و برق رو نشنوی گوشاتو گرفتی...

واسه اینکه بارونو نبینی پنجره ی اتاقتو بستی....

و اگه یه روز دیگه برف بازی نکردی...

اون روز روزیه که منو فراموش کردی...

پس یادت نره  همین الآن برو چترتو واسه تولد یکی که دوستش داری کادو کن و وقتی خواستی هدیه شو بدی بهش بگو:

اگه یه روز رسید که واسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی

اون روز روزیه که منو فراموش کردی!!!

میدونم همه زود همدیگرو فرا موش می کنند

خیلی دوستون دارم ولی ؟مراقب خودتون باشید

دلم تنگه دارم میمیرم از این دنیا

 

+نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت11:7توسط حمید طلا | |

                      بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir سلام دوستای گلم بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

امروز به اسرار شما از خودم میگم

اخه همه شما نظر شخصی داده بودی که خودم رو معرفی کنم

حمید هستم متولد ۱۵ مهر سال ۸۷ یهنی امروز تولد منه

من یه ژسر خوب با ادب با معرفت و...................؟

کمی احساسی فراموش کار و ازار دهندم

دیگه اهل دوست نیستم رفیقم ندارم بجز۳ تا

الان تو خونه تنهای تنهام یهنی خودم با خودم هستم

راستی اگه چیزه دیگم خواستید بدونید بگید دوستون دارم خدانگهدارتون؟

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در چهارشنبه 3 مهر1387ساعت14:1توسط حمید طلا | |

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irبدی از خودمون هستبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد
که پيش فرشته هاست

و به کارهاي آن ها نگاه مي کند

هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند
و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند


و آن ها را داخل جعبه مي گذارند.
مرد از فرشته اي پرسيد،
خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irشما چه کار مي کنيد؟
بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irفرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد،
گفت: اين جا بخش دريافت است 
و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم


خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irمردکمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد
که کاغذهايي را داخل پاکت مي گذارند
و آن ها را توسط پيک ها يي به زمين مي فرستند.
مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir يکي از فرشتگان با عجله گفت:
 اين جا بخش ارسال است
ما الطاف و رحمت هاي خداوندي را برايبندگان مي فرستيم
مرد کمي جلوتر رفت و ديد يک فرشته بيکار نشسته است
مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irفرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است.
مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند
 ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند

 مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب  بفرستند
بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irفرشته پاسخ داد
بسيار ساده، فقط کافي است بگويند

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387ساعت19:22توسط حمید طلا | |

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irما هم مثل این بودیم یه کوچواو نازبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

چشمانش پر بود از نگرانی و ترس لبانش می لرزید
گیسوانش آشفته بود و خودش آشفته تر
سلام کوچولو .... مامانت کجاست ؟
نگاهش که گره خورد در نگاهم بغضش ترکید
قطره های درشت اشکش , زلال و و بی پروا چکید روی گونه اش
-بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir ماماااا..نم .. ما..مااا نم ....صدایش می لرزید
ا .. چرا گریه می کنی عزیزم , گم شدی ؟
گریه امانش نمی داد که چیزی بگوید هق هق , گریه می کرد
آنطوری که من همیشه دلم می خواست گریه کنمآنگونه که انگار سالهاست گریه نکرده بود
با بازوی کوچکش مدام چشم هایش را از خیسی اشک پاک می کرد
در چشم هایش چیزی بود که بغضم گرفت

ادامه مطلب رو بخونید میدونم زیاد

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387ساعت15:51توسط حمید طلا | |

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irحرف دلمبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

 

بچه ها بعضی مواقعی تو زندگیم هستن كه

دلم برای كسی اونقدرتنگ میشه ولی .....؟بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

 می خوام اونو از رویام بكشم بیرون و توی دنیای واقعی باحاش حرف بزنم؟بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

ولی نمیتونم واین شانسها رو از دست میدمبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

شما ها مثل من نباشید    خجالتی و کم رو نباشیدبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

رویایی رو ببین كه می خوای

 

جایی برو كه دوست داری

 

چیزی باش كه می خوای باشی

 

چون فقط یك جون داری و یك شانس برای اینكه هر چی دوست داری انجام بدی

 

 امشب دلم گرفته

ادامه مطلب رو بخونید

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت22:30توسط حمید طلا | |

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irبچه ها دنیای ما , مارو اینجوری میکنهبهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

 

مرد :هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟

 

جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !

یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید...

 

ادامه مطلب رو  بخونید

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت19:27توسط حمید طلا | |

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irهميشه کسانى که خدمت می‌کنند را به ياد داشته باشيد بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir 

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود،

 پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست.

خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.

- پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟

 

ادامش رو بخون

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت11:40توسط حمید طلا | |