|
سلام دوستان عزیزم
امروز بهترین روز تو این هفته هابود واسم راستش ۱۵مهر ساعت ۶صبح بود که دیدم چندتا اس ام اس پشته هم اومد واسم پاشدم گوشی رو برداشتم چشمتون روزه بدنبینه وقتی دیدم اس ام اس هارو کی داده شکه شدم عجیب میدونید کی بود؟ خوب ابجی گلم بود عزیز دلم راستش چندوقت پیش ناراحتش کردم اونم باهام قهر کردبود تعجب کردم به من اس ام اس داده وقتی اس ام اس هارو خوندم تعجب کردم دعا میکنم همه شاد و سر بلند باشه خیلی دوسش دارم نمی دونید که اخه ابجی گلم یه فرشته خوب و مهربون همیشه کمکم میکنه و پشتمه دعا کنید واسش که همیشه شاد باشه من که عاشقشم دوسش دارم دیونشم
خداوند بینهایت است و لامکان و بی زمان
درد دل گنجیشک با خدا گنجشک با خدا قهر بود…….روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد…..
سلام بچه ها خوبیدکه انشا الله مملکت مارو باش این وسط فقط ما می سوزیم فقط اونایی که اون بالا هستن می خورن کی منو کمک میکنه بگید یه آدم بیکار هرجام میرم قرارداد ۱ ماهه یا سابقه کار بالای۲ سال منتظر جوابتونم
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند... لباس پوشید و راهی مسجد شد اما در راه زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی مسجد شد. در راه با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد از او تشکر کرد و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه دادند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست کرد تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری کرد !!! مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار کرد و مجدداً همان جواب را شنید ! مرد اول تعجب کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند!!! مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح داد: من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم!وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه با جدیت بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به مسجد مطمئن ساختم...!
روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه . وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟... هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. ' آيا اين تبر توست؟' هيزم شكن جواب داد: ' نه فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ ' آره ' هيزم شكن فرياد زد فرشته عصباني شد. ' تو تقلب كردي، اين نامرديه هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. ميدووني، اگه به جنيفر لوپز ' نه' ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز 'نه' ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره
اگه یه روز رسید که دیگه واسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی... واسه اینکه صدای رعد و برق رو نشنوی گوشاتو گرفتی... واسه اینکه بارونو نبینی پنجره ی اتاقتو بستی.... و اگه یه روز دیگه برف بازی نکردی... اون روز روزیه که منو فراموش کردی... پس یادت نره همین الآن برو چترتو واسه تولد یکی که دوستش داری کادو کن و وقتی خواستی هدیه شو بدی بهش بگو: اگه یه روز رسید که واسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی اون روز روزیه که منو فراموش کردی!!! میدونم همه زود همدیگرو فرا موش می کنند خیلی دوستون دارم ولی ؟مراقب خودتون باشید دلم تنگه دارم میمیرم از این دنیا
امروز به اسرار شما از خودم میگم اخه همه شما نظر شخصی داده بودی که خودم رو معرفی کنم حمید هستم متولد ۱۵ مهر سال ۸۷ یهنی امروز تولد منه من یه ژسر خوب با ادب با معرفت و...................؟ کمی احساسی فراموش کار و ازار دهندم دیگه اهل دوست نیستم رفیقم ندارم بجز۳ تا الان تو خونه تنهای تنهام یهنی خودم با خودم هستم راستی اگه چیزه دیگم خواستید بدونید بگید دوستون دارم خدانگهدارتون؟
روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد و به کارهاي آن ها نگاه مي کند هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند
ادامه مطلب رو بخونید میدونم زیاد
|
About![]()
Home
|